مدرسه اسلامی

  مدرسه اسلامی و تربیت اسلامی هماهنگ با مقتضیات زمان
مدرسه اسلامی تشکیل شده از : 1- ظاهر و ساختمان و ساختار مدرسه ، 2- نیروی انسانی مدرسه ، 3- فراگیران مدرسه و 4- محتوا
1) بنابر مقتضیات زمان بعضی چیزها که اصل نیستند قابل تغییر و گاهی نیاز است مانند نوع ساختمان های امروزی (هرچند معماری اسلامی مثل حالت گنبدی کلاس های درس از لحاظ روحی و روانی آثار مثبتی بر روی فراگیر و معلم دارد) استفاده از رنگ ها، امکانات مدرن و عرضه فرهنگ به روز هیچ کدام منافاتی با شکل مدرسه اسلامی ندارد اما تزئین، شعارها و نقاشی ها می تواند معرف اهداف یک مجموعه  باشد.
اسم مدرسه، نوع نشستن و حتی زنگ مدرسه از مشخصات و نمادهای معرفی اسلامی بودن ظاهر مدرسه است. قوانین مدرسه اسلامی معرف اخلاق، علم دوستی، هماهنگی علم و تربیت، محوریت اصالت های دینی، توجه به روح و روان و هماهنگی تعلیمات تربیت طبق روانشناختی اسلامی دوره های مختلف سنی و … می باشد و بهترین حالت معرفی قوانین و چارچوب مدرسه معرفی آن با اعمال و رفتار کادر و مؤسسین مدرسه است.
2) مهم ترین و اساسی ترین رکن و نماد یک مدرسه اسلامی و البته مؤثرترین آن نیروی انسانی است که عبارتند از معلمان، مربیان، کارکنان و مدیر مدرسه که اگر ضعفی در این قسمت باشد انحراف از هدف و مسیر کاملا مشهود است. واگر نیرو ویژگی هایی مثل :
الف) منطبق نبودن سخن با فعل و واقعیت بدترین و  باریک ترین شکل بت پرستی است. اگر این ویژگی در مدرسه اسلامی و در نیروی انسانی بود نباید انتظار تربیت اسلامی را داشت.
ب) درک اهمیت و ویژگی های خاص دوران کودکی و نوجوانی و ارائه فرهنگ دینی به وسیله شیوه روانشناختی متناسب با طبع کودک و نوجوان که باید مرز توقع از کودک مبتنی بر شرایط سنی، ظرفیت، توان و فهم و درک باشد. اگر نیروی انسانی در این زمینه آموزش دیده باشد حتماً دست به افراط و تفریط که اساس تخریب اسلامی است نمی زند.
ج) داشتن خلق اسلامی و داشتن صمیمیت بین دانش آموزان و برقراری ارتباط مؤثر با دانش آموز مشکل دار و سعی در ورود به چارچوب اعتقادی آن ها را داشته باشد تا با خلق حسنه و الگو وار، ایجاد تغییر درونی کند.
د) داشتن شناخت و آگاهی به زمان و توانایی ایجاد هماهنگی بین تربیت اسلامی و مقتضیات زمان. که در این جا اهمیت تدین و تقید نیرو بیش تر مشخص می شود. نیروی آشنا با اسلام اصالت را از نیاز فرد تشخیص می دهد و عدم این تشخیص است که بیش تر انحراف ها و کج روی ها را موجب شده است.
مثل آن شخص که به امام سجاد (ع) به خاطر پوشش ایشان شکایت کرد و از راه مقایسه با لباس حضرت علی و پیامبر وارد شد و امام فرمودند نوع پوشش من به علت تغییر زمان است. اگر پیامبر هم در این دوره بودند همین لباس را می پوشیدند. این تفاوت در جنس و ظاهر بود نه در حیا و عفاف  و وقار. این جا تشخیص اهمیت دارد، هماهنگی با علم و تکنولوژی و به روز بودن منافاتی با اصل اسلام پیشرو در عرصه های علمی ندارد بلکه انحراف و تغییر اصالت ها مشکل ساز است.. اگر مقتضیات زمان را پسندهای بشری و یا علم اسیر شهوت بدانیم این تغییرات انحراف است و این جا اسلام استحکام دارد اما در نوع معاشرت، استفاده از تکنولوژی در راه سیر صعودی و دینی علم اسلام پیشرو است.
معلمی که بر اثر مقتضیات زمان از حجاب و ظاهر اسلامی برخوردار نباشد یعنی شناخت از اسلام ندارد و اصالت را نمی شناسد پس شایسته معلمی در مدرسه اسلامی نیست.
اگر تربیت اسلامی جلوی پیشرفت علم و تکنولوژی را بگیرد محکوم به جهل است و اگر جلوی فساد و انحراف را بگیرد نشانه اصالت و استحکام است. متأسفانه اگر جانب علم را گرفت و برای رشد آن دیگر چشمه های وجود انسان را خشکاند، می شود عالمان جاهل و بی دین که بیش تر سبب تخریبند تا ترمیم.
” بهترین راه باقی ماندن در مسیر صحیح، نگاه کردن دقیق به رفتار و هرچه زودتر اصلاح کردن خطاهای کوچک است و عدم شناخت دینی سبب افراط و تفریط این دو عامل تخریب و انحراف می شود. ”
هـ) آراستگی نیروی انسانی به اخلاق و ظاهر و رفتار اسلامی
تحصیلات، ظاهر، پوشش و کلام یک مربی و معلم در مدرسه اسلامی نماینده و معرف اهداف و افکار ان مجموعه است. پس در رأس امور مؤسسین مدارس اسلامی باید گزینش نیروی انسانی با معیار و مشخصات کاملاً دینی باشد.
فراگیران
جذب تک تک فرزندان این مرز و بوم و تعلیم و تربیت اسلامی آن ها هدف و دغدغه ی برنامه ریزان و مؤسسان مدارس اسلامی باید باشد. اما با توجه به اثر گروه همسالان ورود هر تفکر و هر ظاهر و هر تربیتی به این مدارس عیب است یا حُسن جای تأمل و کارشناسی بیش تر دارد.
مختصر این که: مدرسه اسلامی چارچوب دارد، نما دارد، انعطاف شرعی دارد، اصالت محور است، شاکله دارد، ضابطه دارد، معیار دارد، مهم ترین اصلش خلوص و نیروی انسانی سالم است.

فهرست