رویکرد پرورشی دبستان

یکی از توطئه های دشمنان اسلام در جنگ نرم،کوبیدن بر طبق نفسانیت انسان هاست تا فطرت را که حجت درونی در وجود آن هاست خاموش سازند.روشن است که این کار،با از میان رفتن هویت حقیقی انسان ها و ظلم به ؟ بشریت پایان خواهد یافت.بر این پایه،برنامه ها و نظام های استکبار جهانی،اعم از نظام تربیتی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و….به کسب تربیت نفسانی استوار است.ولی بنیان نظام تربیتی اسلام را فطرت تشکیل می دهد و راه رسیدن به خلیفه الهی که غایت زندگی انسان هاست،از مسیر شکوفایی و بالندگی فطرت می گذرد.از این رو تربیت فطری،از مهم ترین ابعاد تربیت دینی و مقدم بر دیگر تربیت هاست.که در اثر آن بیداری و شکوفایی فطرت رخ می دهد و حاکمیت کشور وجود انسان به فطرت سپرده و نفس تابع آن می شود.همچنین تربیت فطری مقدمه و نخستین گام بهره مندی از هدایت والای قرآنی و اهل بیت علیه السلام است.هر انسانی از بدو تولد سرشار از فطرت الهی استکه بواسطه آن و متناسب با ظرفیت وجودی اش می تواند خوب و بد را تشخیص دهد.پایبند بودن انسان بر دین فطری تا زمانی ادامه می یابد که دیگر انسان ها به بهانه های مختلف نهاد توحیدی او را به شرک آلوده نسازند  باید پذیرفت که در تربیت انسان از کودکی،مهم ترین کار تخریب نکردن فطرت و نابود نکردن نهاد خدا جوی اوست بر این منظور متولیان امور کودکان قبل از بلوغ در نقش هایی چون معلمی،مربی و …. لازم است به اصلاح رفتار و اخلاق خویش اهتمام داشته باشند تا از سر بداخلاقی ها و ندانم کاری هایشان به فطرت های پاک کودکان گزندی وارد نشود. تربیت، اصلی مهم و اساسی در مکتب اسلام است که رویکرد دینی دارد.و بر اصول و مبانی دین استوار است.تربیت دینی دارای سرشاخه ها و ابعاد مختلف است و تربیت فطری یکی از مهم ترین آن ها به شمار می آید.از آن جا که تربیت فطری،اهمیت ریشه ای و اساسی در تربیت دینی دارد،به جرأت می توان گفت که با تحقق تربیت فطری دست یابی به ابعاد دیگر تربیت دینی آسان تر است زیرا فطرت هماهنگ با دین و بستری برای پذیرش دین در وجود انسان است.از این رو،تبیین و تحقق تربیت فطری از رویکردهای ضروری تربیت اسلامی به شمار می آید. به دو دلیل تربیت فطری ضرورت دارد:
الف:مقابله با جنگ نرم استکبار جهانی.
تلاش دشمنان و استکبار جهانی در این جنگ نرم ؟ پیش بردن جامعه به سوی نفسانیات است.که آسیب های فراوانی دارد.و تربیت فطری راهکار مقابله با آن است چون سیر تربیت فطری با تربیت نفسانی بسیار متفاوت است در تربیت فطری آسمانی و رو به خدا و در تربیت نفسانی زمین و رو به خاک است.
ب:دستیابی به مقام خلیفه الهی با شکوفایی فطرت
در تربیت فطری شکوفاشدن فطرت در درون فرد و رشد و بالندگی آن در حدی که تبدیل به شجره ی طیبه شود مدنظر است.  این رشد و بالندگی در سایه تربیت انبیاء می بایست انجام گیرد که تربیت انبیاء نیز بر سایه فطرت استوار است. گام نخست در تربیت فطری شناخت فطرت است.  فطرت در انسان به معنای شکفتن است یا محتول شدن مثل بازشدن غنچه که شکفتن از درون است و سبب نمایان شدن زیبایی های درون آن می شود.این شکفتن به حدی است که حالتی مستقل و تازه پدید می آید و با حالت پیشین تفاوت اساسی دارد.   صورت و هویت و مشخصه ی انسانی انسان فطرت است که او را از مخلوقات متمایز می کند. فطرت انسان مانند خورشید است و از خودش نور دارد و این نور از ناحیه خداست.نفس انسان مانند قمر است از خود نور ندارد و نورش را از فطرت می گیرد.اگر فطرت بر جان انسان حاکم شود جان انسان مانند روز نورانی می شود و اگر نفس بر جان انسان حاکم شود جان انسان مانند شب ظلمانی می شود.فطرت رویکرد آسمانی دارد و به عالم بالا میل دارد ،نفس رویکرد زمینی دارد و بر عالم خاک و محسوسات علاقه دارد.اهمیت شکوفایی فطرت آن قدر فراوان است که نقطه ی کانونی سعادت و شقاوت انسان می شود.سعادت و شقاوت انسان با موضوع فطرت رقم می خورد.

جهت گیری های تربیت فطری:

1-تربیت توحیدی
توحید  شاه بیت تربیت فطری و مهم ترین بینش فطری انسان است و دیگر شکوفایی ها در سایه رشد و بالندگی آن محقق خواهد شد.فطرت همواره دنبال خداست و دغدغه اش خدامحوری است ولی نفس دنبال خشنودی خویش است.تلاش استکبار جهانی برآن است تا انسان ها را از خدا دور کند و خودمحوری و خودنمایی را ترویج   می کنند ولی سبک تربیت فطری بر مبنای خدامحوری و خدانمایی استوار است و جهت توحیدی دارد.
2-تربیت قرآنی
 تربیت قرآنی نیز یکی از جهت گیری های تربیت فطری است.قرآن هماهنگ با فطرت و در راستای شکوفایی آن است از این رو رویکرد تربیت فطری باید به سوی تربیت قرآنی باشد و با عینک قرآنی و از دیدگاه قرآنی به مسائل تربیتی نگریسته شود و بر پایه ی مدل قرآنی تربیت فطری انجام گیرد
3-تربیت ولایی
یکی دیگر از جهت گیری های مهمی که در تربیت فطری باید به سوی آن حرکت کرد تربیت ولایی است.ولایت امر و اولیای الهی از امور فطری است.این امر ضرورت ولایت مداری و التزام به نظام ولایی را مشخص می سازد که باید در جهت گیری های تربیت فطری دیده شود.
4-تربیت عقلانی
عقل از قوای فطری است و باید تقویت شود تا شکوفایی فطرت رخ دهد.در برابر آن وهم و خیال است که از قوای نفسانی و از موانع شکوفایی فطرت و تربیت فطری است پس جهت گیری تربیت فطری باید به سوی تقویت عقلانیت باشد.
5-تربیت عینی و  واقع گرایانه
از آن جا که فطرت با دنیای واقعی و حقایق سر و کار دارد نه با دنیای مجازی و غیر واقعی باید به سوی تربیت عینی و واقعی حرکت کرد نه تربیت تخیلی که امروزه در رسانه ها و شبکه ها به آن دامن زده می شود.
6-تربیت بر محور ترجیح کمالات اخروی نه منافع زودگذر دنیوی
فطرت انسان طالب کمال و بقاء و از نقص و فنا بی زار است . ولی در تربیت نفسانی ، جهت گیری ها به سوی لذائذ  و منافع فانی و زود گذر دنیوی است .
7-تربیت بر محور حاکم سازی فطرت توحیدی بر نفس سرکش
در سبک تربیت فطری ، حاکمیت با فطرت است و نفس پیرو آن است . ولی در تربیت نفسانی ، حاکمیت با نفس سرکش است . فطرت و نفس هر دو از سوی خدایند و روح که حاکم بر آنهاست نیز از جانب خداست .
در جان انسان ممکن است دو حالت روی دهد یکی اینکه فطرت حاکم و امام جان و نفس ماموم باشد که در این صورت فطرت از قوای نفسانی برای سیر و سلوک الی الّله استفاده می کند .
یکی دیگر اینکه نفس بر فطرت حاکم شود و مدیریت جان را بدست بگیرد .
آنگاه از خدای فطری برای منافع خود سوء استفاده می کند و انسان سرنگون و جهتش رو به پائین می شود . از این رو مساله ی اساسی حاکمیت بر جان آدمی است که با فطرت باشد یا با نفس
این همان قله اوج تربیت فطری است که همه جهت گیری های تربیت فطری به آن باز می گردد .

ویژگی های تربیت فطری

پس از آنکه جهت گیری ها در تربیت فطری مشخص و سمت و سوی تربیتی مسیر تعیین شد لازم است ویژگی های آن نیز دانسته شود تا شناخت مفهوم تربیت فطری محقق شود .
1-تربیت فطری نه ترغیب نفسانی
از ویژگی های مهم تربیت فطری این است که از درون و از بینش و میل سرچشمه می گیرد ولی ترغیب از بیرون و با تشویق به عمل انجام می گیرد از این دو در تربیت فطری باید به جای ترغیب مستقیم و بیرونی تربیت درونی و تبلیغ پنهان داشته باشیم
2-تربیت ریشه ای نه تربیت ظاهری
از ویژگی های تربیت فطری آن است که در آن ریشه های جان آدمی تقویت می شود ولی در تربیت نفسانی شاخ و برگ ها و ظاهر انسان تقویت می شود به همین سبب تربیت فطری پایدارتر است و اثری ژرف بر انسان می گذارد .
3-تربیت نیاز محور
تربیت فطری نیاز محور است زیرا گام نخست آن با نیاز آغاز می شود و مقصود آن نیازهای فطری است پس در تربیت فطری باید نیازهای حقیقی انسان شناسایی شوند.سپس برای رفع آن نیازها کار تربیتی انجام شود.
4-تربیت آگاهانه:
از دیگر ویژگی های تربیت فطری آگاهانه بودن آن است.عمل و رفتاری که در تربیت،انتظار انجام و تحقق آن است باید بر بینش فرد پایه گذاری شود زیرا عمل بدون پشتوانه ی آگاهی و بینش پایدار نخواهد بود.پس باید به ایجاد بینش و نگرش صحیح توجه شود.
5-تربیت عاشقانه
ویژگی دیگر تربیت فطری،ایجاد گرایش و میل و انگیزش است که شوق به عمل را به همراه می آورد از این رو تقویت میل و انگیزه های افراد همراه با عشق برای تحقق اعمال و و رفتار لازم است و باید در تربیت فطری دیده شود.
6-تربیت جهادی
حرکت به سوی کار و تلاش و سخت کوشی در تربیت ،اهمیت بسزایی دارد به ویژه آنکه تلاش دشمن در راستای تنبل و راحت طلب کردن،دامن گیر خانواده ها شده است و آن ها را به سوی کم کاری و رفاه طلبی برده است. پس یکی از ویژگی های تربیت فطری،اهتمام به کار و تلاش و پرهیز از تنبلی است که ریشه در فطرت انسان دارد
7-تربیت جمعی
تربیت باید از ویژگی هدایت جریان ها و گروه ها برخوردار باشد نه فقط هدایت تک تک افراد،فطرت عامل  وحدت میان انسان هاست و پیام  فطرت وحدت است از این رو تربیت فطری نیز بر این ویژگی استوار است و پایه به پایه ی هدایت جریان ها شکل گیرد.برای ورود به عرصه ی تربیت،نخست باید موانع را زدود.در تربیت فطری نیز عواملی است که سبب خواب فطرت و مانع بیداری آن می شود.زدودن آن ها نخستین اقدام در مسیر تربیت فطری است.از این رو آشنایی با این عوامل و موانع ضروری است.
1-غفلت                      غافل بودن از یاد خدا                                   راه مقابله ذکر خدا
2-لغزش و خطا             به دنبال غفلت می آید                                راه مقابله علم و آگاهی
3-جهل                      به دنبال لغزش و خطا می آید                       راه مقابله تقویت عقلانیت
4-دنیاگرایی                هدف و مقصود دنیا می شود                          راه مقابله با دعا و انفاق
5-تنبلی                     به دنبال دنیاگرایی و لذت طلبی می آید           راه مقابله تغییر نگرش به موضوع
6-تنهایی و تفرقه
به دنبال پیروی از نفس می آید و اینکه دغدغه اصلی انسان باید خود و منافع اش باشد .راه مقابله پرهیز از تنهایی و تفرقه است.
فهرست